تبليغاتX
خیابونِ خونی گمشده

+ (این را دوست دارم که میدانم در فهمیدن عمق این کلمه ها تلاشی نمیکنی!

عاشق اینم که کلمه ها رو به التماس میندازم تا بهت نگم که دوستت دارم.

عاشق اینم که تو خیال، رنگی هستی.

از این خوشم میاد که دوست داشتنم عادی نیست...معلوم نیست تا کی میمونی!

عاشق اینم که کاغذهای سفید رو سیاه کنم با جمله های بی فعل.

عاشق اینم که کلمه ها رو زیر پاهام له کنم تا صداشون در بیاد و روحشون این کاغذ رو سوراخ کنه.

عاشق اینم که بعضی وقت ها با گفتن یه جمله ی نصفه ،تمام حس سنگینی رو که به دوش می کشم ،پیاده میکنم.

عاشق اینم که فریادهامون دیوار سکوت رو خط خطی می کنن.هیچ وقت بهت دروغ نمیگم.)

ـــــ  تو که کاغذت هنوز سفیده !من حداقل یه جمله نوشتم ...اولش (د) هست...بدو دیگه میبازی ها.باید بازی ِ جالبی باشه.

+  باشه...سعیمو می کنم

+  (لبانت جمله ی تکراری را می گویند.اما آن را نمیشنوم.فقط حرکت لبانت را میبینم . ...گاهی اوقات بازی با همین کلمات مرا از فکر به تو نجات میدهند و بر من غلبه می کنند برای فراموشیت)

 

پ.ن:توی پرانتز ، فکرن...حرفای توی فکرش


+ نوشته شده در شنبه 11 خرداد1387ساعت 9:5 PM
توسط x-eLahE-x موضوع: |

tmotd

x-eLahE-x

tmotd

http://tmotd.blogfa.com

خیابونِ خونی گمشده

خیابونِ خونی گمشده - کاغذ پُر ِ سفید

خیابونِ خونی گمشده

اگه دیوونه شم،بازم با من همبازی میشی؟

خیابونِ خونی گمشده

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog